شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
386
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 19 ) - فروسيّت : سوارى كردن ، آداب اسب سوارى را دانستن . ( * 20 ) - حظى جزيل : بهرهء فراوان ، كاميابى بسيار . ( * 21 ) - رآه طليقا وجهه . . . : او را گشادهروى و نورانى ديد ، گويى كه ( چيزى ، شمشيرى ) صيقلى در اطرافش مىدرخشيد . او دريايى از اخلاق و بخشش و بزرگى و عقل است و بهترين مردم كسى است كه به او عقل داده شده است . تهلّل الوجه : تلألأ : درخشان شده . ( * 22 ) - الحمد للّه المتفرّد . . . : حمد و سپاس مخصوص خداوندى كه در پادشاهى و جاودانگى يكتاست و در بزرگى و مرتبهء بلند ، يگانه است . والاتر است از اينكه شريك و شبيه داشته باشد ، در حكم كردن و قضاوت عادل است . در قسط و وفا ، پيروز است . او را بر تمامى اين فضيلتها مىستايم و بر تمامى عطاهايش او را سپاس مىگويم و در همه حالات بر او توكل مىكنم و با تضرع و بيچارگى به سوى او روى مىآورم . اى مردم ! ما ارباب پادشاهان و سياستكننده مردم هستيم . از شما در برابر دشمنانتان حمايت مىكنيم و به آنچه ما را مىخوانند ؛ با مهربانى اقدام مىكنيم و در بدست آوردن سودتان تلاش مىكنيم . پس واى بر كسى كه از گروه ما نباشد و از خشم ما نترسد . از حسادت دورى كنيد ؛ زيرا براى شما غم و اندوه باقى مىگذارد . از ستم دورى كنيد زيرا كه آن بهسوى خودش برمىگردد و برادران همسان و ياوران مناسب باشيد . اين سخنم را مىگويم و از خداوند بزرگ طلب آمرزش مىكنم . ( * 23 ) - سقط عنّى قلم التّكليف . . . : قلم تكليف از من برداشته شد و الف قامتم ( تركيبم ) به " ن " تبديل شد ( قدم خميده شد ) . ( * 24 ) - إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي : همانا استخوان من سست گشت ( بر اثر پيرى ) . آيه 4 سورهء 19 ( مريم ) . ( * 25 ) - كيموس : مواد غذايى موجود در معده كه با ترشحات و عصير معدى آغشته شده است ، اول درجه هاضمه . ( * 26 ) - و انّى كباز قد تساقط . . . : همانا من مانند شاهينى هستم كه پرهايش ريخته است و او را از هرپرندهاى كه پرواز مىكند ، حسرتهايى است .